خرید بک لینک
دست های تو به خاک بوسه زد مشک های آب جای لاله ها شِکُفت... سلام.از آنجا که راه ارتباطی دیگری برای پاسخگویی ندارم ناچارم همینجا بنویسم که مهربان قدیمی، همراه و همپای شاعرانگی های من، مدت هاست برای من چیزی ننوشتی... چطور ممکن است تو بنویسی و من پاک کنم؟ من که بی صبرانه مشتاق تماشای حرفهای تو هستم؟ اگر چیزی نوشته ای و اینک نشانه ای از آن نیست به من شک نکن...پیش از این هم بلاگفا بلاهای فراموش نشدنی بر سر کامنتهای بی شماری آورده... لطفاً دوباره برایم بنویس...منتظرم...

برچسب: اشک مشک,اشک مشک یه سقا, نویسنده: کاوه صفری تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 16:09

<a href='http://sky2skyo.niloblog.com/p/13/'>هبوط</a> برگ

کلاغ ها

دروغ می گفتند!

پاییز

نه قابیل بود

نه قابله!

شهریور

شریان های درخت را شکافت!

درد از حاک زاده شد!

و برگ ها

پیش از طلوع خون در رگهایشان

غروب را بوسیده

به آغوش خاک برگشتند!

هبوط

سرنوشت هابیل های عاشق بود...

برچسب: نویسنده: کاوه صفری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 21:02

پیراهنم را اتو بکش

موهایم را شانه بزن

کوله را به دوشم بینداز

دستم را بگیر

مرا به سالهای سبز مدرسه برسان...

من از پائیز بی دوست بیزارم...

سالهای سبزمدرسه

برچسب: نویسنده: کاوه صفری تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 13:05

صفحه بندی